تاريخ‌نويسي سرياني به وسيلهٴ تاريخ بي‌نامي مربوط به حدود 569 معرفي مي‌شود، كه‌ شامل ترجمهٴ اثر گم‌شدهٴ زكرياي مدرس است‌؛ هم‌چنين به وسيلهٴ تاريخ كليسايي يوحناي‌ آسيايي‌. هم يوحنا و هم مؤلف مجهول‌، هر دو مونوفيزيت بوده‌اند.
كارنامك قديم‌ترين گزارش حماسي ايراني است كه سرانجام در شاهنامه فردوسي به ثمر نشست‌؛ اين اثر به پهلوي نوشته شده و مربوط به اواخر سدهٴ ششم است‌.
يگانه مورخ چيني اين عصر وئي - شو بود كه تاريخ رسمي سلسلهٴ وئي شمالي را تأليف كرد.

10. لغت‌نويسي سانسكريتي و چيني‌، تعليم و تربيت چيني‌. آمارا، كه متأسفانه زمان زندگي‌اش‌ نامعلوم است‌، فرهنگ واژه‌هاي مترادف سانسكريتي را نوشت‌، به نام آماراكوشا، كه داراي اهميت‌ زيادي است و اگر از نظر شروح متعددي كه بر آن نوشته شده قضاوت كنيم‌، تأثير زيادي اعمال كرد.
لوته - مينگ واژه‌نامهٴ آثار كلاسيك را نوشت‌، و حروف و اشكال را به ترتيبي كه قرار مي‌گيرند توضيح داد.
ين چيه - تيوئي رساله‌اي در باب تربيت خانوادگي نوشت و در آن فرهنگ روحي را تأكيد كرد.

11. اشارات نهايي‌. موفقيت‌هاي علمي اين عصر عظيم نيست‌، ولي كار آرام تعليم و تربيت‌ مدام در پيش‌رفت است‌. در اين عصر شايد فعاليت بيشتر در شرق با الهام از بوداييت ماهايانا صورت مي‌گرفت‌. تعدادي مورخان برجسته بودند كه آگاهي ملي بسياري از ملت‌ها را ارائه‌ مي‌كردند و نمو مي‌بخشيدند. در همان حال‌، ارتباط ميان ملت‌ها در جريان بود، آنان به‌طور روزافزوني از وجود يكديگر آگاه مي‌شدند، مبادلات و دادوستدهاشان فزوني مي‌گرفت در حالي‌ كه موانع بسياري آنان را از هم جدا مي‌ساخت و موانع تازه‌اي ايجاد مي‌شد كه ويراني‌شان قرن‌ها به درازا خواهد كشيد. اين اجتناب‌ناپذير است‌. نخست بايد تعليم و تربيت وظيفهٴ خود را انجام‌ دهد؛ و پيش از آن كه براي تحقق هدف مشترك و مسئوليت فطري‌شان موانعي ايجاد كنند، همهٴ آنان را تا سطح قابل قبولي از تسامح و تفاهم تعالي بخشد.
ما شاهد ظهور دو منطقهٴ جديد بشري در صحنهٴ فكر و انديشه هستيم‌: قبايل ترك‌، كه تا آنجا كه در آن ايام امكان‌پذير بود، رام آيين بودايي شده‌اند، و ژاپني‌ها، كه به زودي يكي از بزرگ‌ترين‌ تمدن‌هاي جهان را پرورش خواهند داد.

ب‌. زمينهٴ ديني‌

گريگوري كبير

قديس گريگوري‌1، يا گريگوري اول‌، در حدود 540 در روم زاده شد؛ در 573 سرپرست كشيشان‌


Gregory .1